تحولات منطقه

حدود دو دهه است که دولت‌ های مختلف با یک وعده مشترک وارد میدان گردشگری شده‌اند؛ اینکه سفر را از یک کالای لوکس به بخشی از سبد خانوار ایرانی تبدیل کنند.

کارت سفر؛ رؤیای ۲۰ ساله‌ای که هنوز در صف وعده‌ها مانده است
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

حدود دو دهه است که دولت‌ های مختلف با یک وعده مشترک وارد میدان گردشگری شده‌اند؛ اینکه سفر را از یک کالای لوکس به بخشی از سبد خانوار ایرانی تبدیل کنند.

«سفرکارت»، «وام سفر»، «سفر قسطی»، «ایران‌سفر» و حالا «کارت سفر» نام‌ های متفاوتی برای یک ایده قدیمی هستند؛ ایده‌ای که قرار بود با کمک بانک‌ها و اعتبارهای کم‌ بهره، هم مردم را راهی سفر کند و هم هتل‌ها، دفاتر خدمات مسافرتی و شهرهای گردشگرپذیر را از رکود نجات دهد، اما مرور کارنامه این طرح نشان می‌دهد فاصله میان وعده و اجرا همچنان زیاد است؛ زیرا مشکل اصلی تنها نداشتن اعتبار برای سفر نیست، بلکه کاهش قدرت خرید خانوار، افزایش هزینه‌های گردشگری و نبود یک سازوکار پایدار حمایتی، اجرای این طرح‌ ها را بارها متوقف کرده است.

دو دهه آزمون و خطای یک ایده

ایده سفرکارت نخستین ‌بار در میانه دهه ۱۳۸۰ و در دولت نهم مطرح شد؛ زمانی که مسئولان گردشگری تلاش داشتند مفهوم «حق سفر» را وارد سیاست‌ های رفاهی کشور کنند، در سال ۱۳۸۵، طرحی با عنوان «سفرکارت» شکل گرفت که مخاطب اصلی آن کارکنان دولت بودند؛ قرار بود دستگاه‌های اجرایی از محل بودجه‌های رفاهی خود، امکان استفاده کارکنان از خدمات گردشگری با تخفیف را فراهم کنند.

در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ این طرح با همکاری شبکه بانکی توسعه یافت و مسئولان وقت از صدور میلیون‌ها کارت سفر خبر دادند. وعده‌ها شامل تخفیف در هتل‌ها، مراکز اقامتی، حمل‌ و نقل و حتی برخی اماکن تاریخی بود، اما مشکل از همان ابتدا مشخص بود؛ طرح روی کاغذ گسترده بود، اما شبکه ‌ای منسجم از ارائه‌ دهندگان خدمات گردشگری، بانک‌ها و دستگاه‌های اجرایی برای پشتیبانی دائمی از آن شکل نگرفت.

پس از یک دوره سکوت، در سال ۱۳۹۷ دوباره نام سفرکارت مطرح شد. این بار هدف اصلی، خروج گردشگری داخلی از رکود بود. کاهش تعداد سفرها، افت ضریب اشغال هتل‌ها و مشکلات اقتصادی فعالان گردشگری باعث شد دولت بار دیگر به سراغ ابزارهای اعتباری برود.

در سال ۱۳۹۸ نیز با افزایش هزینه‌ های سفر و نگرانی از کاهش سفرهای جاده‌ ای، ایده‌ هایی مانند «بن سفر» و «بنزین سفر» مطرح شد، اما این طرح‌ها نیز نتوانستند به یک سیاست دائمی تبدیل شوند.

در دوره کرونا، نسخه دیگری از این ایده با عنوان «وام سفر» یا «سفر قسطی» مطرح شد؛ قرار بود تسهیلاتی حدود ۲۰ میلیون تومان با سود پایین و بازپرداخت بلندمدت در اختیار مردم قرار گیرد تا هم خانوارها امکان سفر داشته باشند و هم صنعت گردشگری آسیب‌ دیده از کرونا حمایت شود، با این حال، همزمانی این طرح با محدودیت‌های کرونایی، مشکلات بانکی، اعتبارسنجی متقاضیان و محدودیت منابع باعث شد اجرای آن با موانع جدی روبه‌ رو شود.

در سال ۱۴۰۱ نیز سامانه «ایران سفر» به عنوان نسخه جدیدی از همان ایده معرفی شد، در این مدل، تسهیلات سفر برای برخی گروه‌ها مانند کارکنان دولت مطرح شد، اما این طرح نیز نتوانست به یک برنامه فراگیر ملی تبدیل شود.

اکنون در سال ۱۴۰۵، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بار دیگر نسخه جدیدی از این ایده را با عنوان «کارت سفر» دنبال می‌کند؛ مدلی که قرار است بر پایه همکاری بانک‌ها، هتلداران و بخش گردشگری اجرا شود.

سید مصطفی فاطمی، مدیرکل توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، درباره این طرح اعلام کرده است که کارت‌های سفر با همکاری برخی بانک‌ها آماده می‌شود تا مردم بتوانند هزینه‌ های سفر را به صورت اقساطی پرداخت کنند. به گفته او، اعتبار این کارت‌ها بر اساس سابقه بانکی و اعتبارسنجی افراد تعیین خواهد شد و جلسات با بانک‌ها برای تامین منابع مالی ادامه دارد.

با این حال، فاصله میان وعده و اجرا همچنان باقی است؛ فاطمی در اظهارنظر دیگری درباره تأخیر در رونمایی طرح گفته است که برخی مسائل حقوقی، تأییدیه‌ های لازم و جزئیات مالی هنوز نهایی نشده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد کارت سفر هنوز وارد مرحله اجرای کامل نشده است.

یارانه سفر وجود دارد،اماعادلانه توزیع نشده

واقعیت این است که بخش‌هایی از جامعه کارمندی کشور سال‌ هاست از ساز وکارهای مشابه در قالب تسهیلات رفاهی دستگاه‌ها استفاده می‌کنند؛ بسیاری از ادارات دولتی، سازمان‌ها و نهادها بخشی از بودجه رفاهی خود را به سفر کارکنان اختصاص می‌دهند و کارکنان این مجموعه‌ ها می‌توانند با هزینه کمتر، استفاده از مراکز اقامتی طرف قرارداد یا وام‌ های کم‌ بهره رفاهی، سفر خانوادگی خود را برنامه ‌ریزی کنند؛ بنابراین مسئله اصلی نبود تجربه یارانه‌ ای سفر در کشور نیست؛ مسئله این است که این امکان برای بخش محدودی از جامعه وجود دارد و میلیون‌ها خانواری که خارج از این ساختارها قرار دارند، از چنین حمایت‌هایی محروم هستند.

درهمین زمینه، حرمت ‌الله رفیعی، رئیس هیئت‌ مدیره انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی ایران، بارها بر ضرورت عمومی شدن حمایت‌های سفر تأکید کرده و معتقد است سیاست‌های حمایتی گردشگری نباید تنها به گروه ‌های خاص محدود شود. او با اشاره به مشکلات اقتصادی مردم، تأکید کرده است که امروز بخش بزرگی از جامعه به دلیل افزایش هزینه‌ها توان سفر ندارد و برای رونق گردشگری باید شرایطی فراهم شود که همه اقشار بتوانند از خدمات گردشگری استفاده کنند، نه اینکه حمایت‌ها فقط در اختیار گروه ‌های دارای امکانات سازمانی قرار گیرد.

از این منظر، کارت سفر می‌تواند فرصتی برای جبران یک نابرابری قدیمی باشد؛ یعنی تبدیل امتیازهای محدود رفاهی برخی دستگاه‌ها به یک ابزار عمومی برای همه مردم.

با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر این طرح صرفاً به شکل یک اعتبار بانکی ارائه شود و تخفیف واقعی در قیمت خدمات گردشگری ایجاد نکند، ممکن است نتواند فاصله میان کسانی که از حمایت‌ های سازمانی برخوردارند و خانواده‌ هایی که هیچ پشتوانه رفاهی برای سفر ندارند را کاهش دهد.

مشکل مردم کارت نیست؛ سفر گران شده است

مهم‌ ترین نقد کارشناسان به طرح کارت سفر این است که دولت مسئله را بیش از حد مالی و اعتباری دیده، در حالی که بحران اصلی گردشگری داخلی، کاهش قدرت خرید خانوار است.

در سال‌های اخیر هزینه حمل ‌و نقل، اقامت، خوراک و خدمات گردشگری افزایش قابل توجهی داشته است؛ بسیاری از خانواده ‌ها دیگر سفر را نه یک نیاز رفاهی، بلکه هزینه‌ ای قابل حذف می‌دانندف حتی در برخی مقاطع، هزینه یک سفر داخلی به مقاصدی مانند شمال یا جزایر گردشگری کشور با هزینه تورهای خارجی ارزان‌ قیمت رقابت کرده است.

به همین دلیل فعالان گردشگری معتقدند ارائه یک کارت اعتباری به تنهایی نمی‌تواند مشکل را حل کند؛ اگر درآمد خانوار افزایش پیدا نکرده باشد، تبدیل هزینه سفر به قسط ممکن است تنها زمان پرداخت را تغییر دهد.

برخی کارشناسان اقتصادی هشدار داده‌اند که در شرایطی که بخش بزرگی از خانوارها برای کالاهای ضروری، درمان، آموزش و خریدهای روزمره به اعتبار و خرید قسطی وابسته شده‌اند، اضافه کردن یک بدهی جدید برای سفر باید با احتیاط انجام شود.

از نگاه این گروه، سفر قسطی در اقتصادهای باثبات بیشتر نقش تسهیل‌ کننده دارد؛ یعنی فرد توان پرداخت هزینه را دارد، اما ترجیح می‌دهد پرداخت را تقسیم کند؛ اما در شرایطی که کاهش قدرت خرید عامل اصلی حذف سفر از زندگی مردم شده است، تسهیلات سفر ممکن است تنها یک راه‌ حل کوتاه ‌مدت باشد.

با این حال، مدافعان طرح معتقدند بخشی از جامعه به دلیل ناتوانی در پرداخت یکجای هزینه سفر از این امکان محروم شده‌اند و اعتباردهی می‌تواند بخشی از تقاضای سرکوب ‌شده را فعال کند.

انوشیروان محسنی‌بندپی، معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، نیز با اشاره به تجربه استان اصفهان گفته است که اجرای مدل همکاری میان بانک‌ها، هتلداران و دستگاه‌های اجرایی می‌تواند هزینه سفر را کاهش دهد؛ به گفته او، در طرح اجراشده در اصفهان، با ارائه تسهیلات چهار درصدی و تخفیف هتل‌ها، هزینه سفر برای گردشگران کاهش پیدا کرده است.

بانک‌ها، اعتبارسنجی و وعده‌هایی که اجرای طرح را متوقف کردند

یکی از دلایل اصلی ناکامی طرح‌های قبلی سفرکارت، وابستگی شدید آنها به نظام بانکی بوده است. تجربه سال‌ های گذشته نشان داده هر زمان منابع بانکی، فرآیند اعتبارسنجی یا سازوکار بازپرداخت مشخص نبوده، طرح‌ ها از مرحله تبلیغاتی فراتر نرفته ‌اند.

در نسخه جدید نیز بخش مهمی از موفقیت طرح به همکاری بانک‌ها بستگی دارد؛ هنوز جزئیاتی مانند تعداد بانک‌ های مشارکت ‌کننده، میزان منابع اختصاص‌ یافته، تعداد مشمولان و نحوه پرداخت اقساط به صورت کامل اعلام نشده است.

از سوی دیگر، پرسش مهم این است که چه گروه‌هایی باید در اولویت دریافت این کارت قرار گیرند؟ آیا کارت سفر باید مانند یک مزیت رفاهی برای کارکنان دولت باشد یا باید به تمام خانوارهای ایرانی تعلق گیرد؟

تجربه کشورهای دیگر نشان می‌دهد حمایت از سفر همیشه به شکل وام انجام نمی‌شود. در برخی کشورها از مدل‌هایی مانند کوپن گردشگری، یارانه سفر یا حمایت مستقیم از خدمات گردشگری استفاده شده است. در فرانسه، نمونه‌ هایی از کوپن‌های گردشگری وجود دارد که با مشارکت کارفرمایان و دولت، هزینه سفر را برای گروه ‌هایی از جامعه کاهش می‌دهد؛ در ژاپن نیز در دوره‌های کاهش تقاضای گردشگری، دولت با حمایت از هتل‌ها و حمل‌ ونقل تلاش کرده قیمت نهایی سفر برای مردم کاهش یابد.

این تجربه‌ ها نشان می‌دهد مسئله فقط ایجاد قدرت خرید مصنوعی نیست؛ بلکه باید هزینه نهایی سفر کاهش پیدا کند.

در ایران نیز اگر کارت سفر تنها به افزایش بدهی خانوار منجر شود، ممکن است پس از یک دوره کوتاه، اثر آن کاهش یابد، اما اگر همراه با تخفیف واقعی هتل‌ها، کنترل هزینه خدمات گردشگری و برنامه ‌ریزی برای سفرهای ارزان باشد، می‌تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد.

کارت سفر؛ ناجی گردشگری یا مُسکن موقت اقتصاد خانوار؟

کارت سفر بدون تردید مزایایی دارد؛ نخستین مزیت آن می‌تواند افزایش تقاضای سفر داخلی باشد. در شرایطی که بسیاری از مراکز اقامتی با کاهش مسافر مواجه هستند، تحریک تقاضا می‌تواند به رونق کسب‌ وکارهای گردشگری کمک کند.

همچنین این طرح می‌تواند باعث توزیع سفر در طول سال شود و فشار سفرهای فصلی مانند تعطیلات نوروز و تابستان را کاهش دهد. از سوی دیگر، شهرهای گردشگرپذیر و مناطق کمتر شناخته ‌شده می‌توانند از افزایش سفر بهره‌مند شوند.

اما در کنار این مزایا، معایب و نگرانی‌هایی نیز وجود دارد. مهم ‌ترین نگرانی، تبدیل سفر به یک تعهد مالی جدید برای خانواده‌هاست؛ اگر بازپرداخت اقساط متناسب با درآمد مردم نباشد، ممکن است لذت یک سفر کوتاه‌ مدت با فشار مالی بلندمدت همراه شود.

دومین مسئله، احتمال شکست دوباره طرح در صورت نبود زیرساخت اجرایی است. تجربه دو دهه گذشته نشان داده تغییر نام طرح‌ ها به تنهایی نمی‌تواند مشکل را حل کند؛ سفرکارت، وام سفر، ایران‌ سفر و کارت سفر همه یک هدف داشته‌ اند، اما هیچ‌ کدام تاکنون نتوانسته ‌اند به یک نظام پایدار حمایت از سفر داخلی تبدیل شوند.

در نهایت، موفقیت کارت سفر به پاسخ یک پرسش اساسی وابسته است: آیا مردم فقط مشکل پرداخت یکجای هزینه سفر دارند یا اساساً توان مالی سفر کردن را از دست داده‌اند؟

اگر مشکل فقط نقدینگی کوتاه ‌مدت باشد، کارت سفر می‌تواند ابزار مفیدی برای رونق گردشگری باشد؛ اما اگر ریشه مسئله کاهش درآمد واقعی خانوار باشد، این کارت تنها یک مُسکن موقت خواهد بود.

پس از ۲۰ سال آزمون و خطا، شاید مهم ‌ترین درس سفرکارت این باشد که توسعه گردشگری با یک کارت بانکی آغاز نمی‌شود؛ بلکه نیازمند اقتصادی است که در آن خانواده‌ ها بتوانند بخشی از درآمد خود را برای تجربه، تفریح و سفر کنار بگذارند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha